قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2791
تاريخ الفي ( فارسى )
عراق به امداد قراخان رسيد و ايلغازى خبر آن لشكر را شنيده از حوالى حمص كوچ كرده به جانب دمشق رفت . و باقى احوال ايشان در وقايع سال آينده مذكور خواهد شد . ان شاء اللّه تعالى . و از جمله وقايع اين سال آنكه در ماه شوّال ، سلطان جلال الدّوله مسعود بن ابراهيم بن مسعود بن محمود غزنوى بعد از آنكه شانزده سال بر سرير سلطنت متمكّن بود ، عالم فانى را وداع نمود . بعد از وى ، پسرش شيرزاد در غزنين بر سرير سلطنت نشست . و در ماه جمادى الآخر ، اين سال ، در بلاد شام و جزيره آنچنان زلزله شد كه اكثر شهرهاى آن ولايت مثل رها و حرّان و سميساط و نالس خراب شد و خلقى بسيار در آن زلزله هلاك شدند . و هم در اين سال ، صاحب حلب ، تاج الدّوله الب ارسلان بن ملك رضوان ، بر دست غلامان خود به قتل رسيد و برادرش سلطان شاه بن رضوان به جاى او بر سرير ولايت حلب قرار گرفت و مدار مهمّات او باز بر لؤلؤ خادم قرار يافت . و در ماه ربيع الآخر اين سال از اعيان سادات شريف نسب ابو القاسم علىّ بن ابراهيم بن على الحسينى در دمشق فوت شد . و بر صاحبان هوش پوشيده نماند كه اگرچه از تاريخ ابن أثير جزرى و از تاريخ ابن كثير چنين معلوم مىشود كه از جمله وقايع اين سال است رفتن سلطان سنجر بن ملكشاه به غزنين و بيرون كردن ارسلانشاه بن مسعود بن ابراهيم . امّا آنچه از تاريخ عجم مثل روضة الصّفا و غير آن ظاهر مىشود آن است كه آن واقعه از جمله وقايع سال پانصد و يكم از رحلت خير البشر ، عليه و آله التّحيّة من الملك الأكبر ، بود . و اين قول به صحّت و اعتماد اقرب است ، اگرچه در الكامل التّاريخ ذكر اين واقعه را در وقايع اين سال كرده ، امّا از اداى سخن او ، بلكه تصريح به قول روضة الصّفا نيز از آنجا ظاهر است و قطعنظر از تصريح او ، دليل قوى بر صحّت قول ثانى است كه فوت جلال الدّوله مسعود بن ابراهيم بهاتّفاق اهل تاريخ از جملهء وقايع اين سال است . بعد از فوت او ، يك سال شيرزاد پسرش سلطنت كرد و بعد از يك سال شيرزاد بر دست برادرش ارسلانشاه به قتل رسيد . و چون ارسلانشاه بر سرير سلطنت قرار گرفت در صدد كشتن برادران خود شده بعضى را به قتل رسانيد . بهرامشاه كه برادر مادر و پدرى ارسلانشاه بود ، چه ، مادر هر دو ايشان خواهر سلطان الب ارسلان بود ، از دست برادر گريخته پناه به سلطان سنجر سلجوقى برد . سلطان سنجر اوّلا كس پيش ارسلانشاه فرستاده او را نصيحت فرمود كه : با برادر خود بهرام برادرانه پيش آى و پارهاى از ولايات به او واگذار .